تفاوت جرم جعل و جرم کلاهبرداری

تفاوت جرم جعل و جرم کلاهبرداری

شما می‌توانید با به اشتراک گذاشتن دیدگاه و تجربیات خود در انتهای مقاله به گفتمان آنلاین با کارشناسان وینداد و دیگر کاربران بپردازید.

آنچه در این مقاله می آموزیم

جرایم موجود در قانون مجازات اسلامی و سایر قوانین از سه دسته خارج نیستند یا جرایم علیه اموال هستند یا جرایم علیه اشخاص و یا جرایم علیه امنیت و آسایش. جرایم علیه اموال جرایمی است که مرتکب با ارتکاب آنها به اموال مردم زیان می رساند. این جرایم جرایمی هستند مثل جرم کلاهبرداری، سرقت، جعل، صدور چک پرداخت نشدنی و… .

در این مقاله در خصوص دو جرم علیه اموال که شامل کلاهبرداری و جعل میباشد صحبت کنیم و تفاوتهای این جرم را بیان نماییم. به این منظور ابتدا باید با این جرایم به صورت مختصر آشنا شد.

عناصر متشکل جرم

قبل از ورود به موضوع باید عناصر متشکله جرم را تعریف و توضیح دهیم و سپس این جرایم را بر اساس این عناصر معرفی کنیم. جرایمی که در قانون مجازات اسلامی، دارای سه عنصر به نامهای عنصر قانونی عنصر مادی و عنصر روانی هستند. عنصر قانونی یعنی آن موادی از قانون که قانونگذار در آنها دو امر را توامان تصریح کرده است اول عنوان مجرمانه و دوم نوع و میزان مجازات. بنابراین عنصر قانونی، آن ماده قانونی است که در آن عنوان مجرمانه و مجازات آن جرم تصریح شده باشد. دومین عنصر از عناصر جرایم عنصر مادی می باشد این عنصر دارای اجزایی است که عبارتند از رفتار، اوضاع و احوال و نتیجه. رفتار اعم از فعل یا ترک فعل است که البته مواردی مانند حالت یا فعل ناشی از ترک فعل چون در قانون تصریح نشده است شامل رفتار نمی گردند. همه جرایم رفتار را برای تشکیل شدن نیاز دارند ولی بر اساس رکن نتیجه جرایم را میتوان به جرایم مطلق و مقید تقسیم نمود. جرائم مطلق یعنی جرایمی که صرف رفتار برای تحقق جرم کافی است و قانونگذار نتیجه را برای تحقق جرم لازم نمی داند یعنی جرم مطلق جرمی است که نتیجه لازم را ندارد. همچنین جرم مقید جرمی است که علاوه بر رفتار، نتیجه را نیز برای تشکیل جرم لازم دارد مثل قتل که رفتار اقدام سالب حیات است و نتیجه سلب حیات می باشد.

اصل بر مطلق بودن جرایم است و مقید بودن جرم امری استثنایی می باشد و نیازمند تصریح است لذا اگر قانون گذار به نتیجه تصریح نکند آن جرم باید مطلق محسوب شود. یک جرم یا مطلق است و یا مقید و هیچ گاه این دو صفت در یک جرم خاص با یکدیگر جمع نمی شوند بنابراین یک جرم را نمی‌توان در شرایطی مطلق و در شرایط دیگر مقید دانست.

عنصر سوم جرایم، عنصر روانی میباشد. تمامی جرایم برای تحقق، عنصر روانی لازم دارند خواه جرمی عمدی باشند یا غیر عمدی. بنابراین عنصر روانی جرایم عمدی، سوءنیت است و عنصر روانی جرایم غیر عمدی، تقصیر می باشد که دارای مصادیقی مانند بی احتیاطی، سهل انگاری و بی مبالاتی و از این قبیل است. اصل در عمدی بودن جرایم است لذا مادامی که قانونگذار در متن ماده به لفظی که دلالت بر تقصیر نماید تصریح نکرده است اصل بر عمدی بودن آن جرم است مگر آنکه استثنائاً به غیر عمدی بودن تسریع شود مثل جرم اتلاف اسناد دولتی توسط مامورین دولتی که به آنها سپرده شده است.

عنصر روانی دارای دو رکن میباشد ۱- سوء نیت عام که تمامی جرایم عمدی سوء نیت عام را لازم دارد یعنی عالما عامدا مرتکب جرم شوند. اما یعنی اراده آزاد در ارتکاب جرم مانند آن که تحت تاثیر اکراه نباشد. علم یعنی اینکه شخص بداند که بر رفتارش عنوان مجرمانه مترتب است یعنی بداند که وقتی رفتاری مثل خارج کردن مال را انجام می‌داده بر این رفتار عنوان سرقت مترتب شده است. نکته لازم به ذکر این است که باید بین سوء نیت عام و رفتار ارتکابی تقارن زمانی وجود داشته باشد یعنی در همان لحظه ارتکاب رفتار بدانند که بر رفتارش عنوان مجرمانه مترتب است. ۲- سوء نیت خاص، در خصوص سوء نیت خاص باید بین جرایم مطلق و یا مقید تفکیک قائل شد در جرایم مطلق سوء نیت خاص یعنی قصد خاصی که در قانون برای آن تصریح شده است و لازمه تشکیل جرم می باشد مثل جرم نشر اکاذیب به یکی از دو قصد خاص تشویش اذهان عمومی یا اضرار به غیر لازم می‌باشد. لذا صرف منتشر کردن اکاذیب جرم نیست، و در جرایم مقید، سوء نیت خاص یعنی قصد نتیجه، لذا ممکن است نتیجه نیز واقع شده باشد اما چون مرتکب قصد آن نتیجه را نداشته است جرم تشکیل نشده است.

جرم کلاهبرداری

صفر تا صد جرم کلاهبرداری

این جرم یکی از جرایم علیه اموال میباشد. عنصر قانونی این جرم ماده ۱ قانون تشدید است.

عنصر مادی این جرم، شامل ۳ جزء میباشد. رفتار: رفتار در کلاهبرداری توسل به وسایل متقلبانه می باشد یعنی صحنه سازی و مانورهایی که چیزی بیش از صرف دروغ گفتن است بنابراین هیچگاه صرف دروغ حتی اگر منجر به اغفال فرد و برده شدن مال او گردد کلاهبرداری محسوب نمی گردد اگرچه جرم تحصیل مال به طور نامشروع خواهد بود. بین توسل به وسایل متقلبانه و اغفال ملازمه وجود ندارد بنابراین اولاً هرصحنه سازی کلاهبرداری نیست زیرا ممکن است فرد فریب نخورده باشد ثانیاً هرگاه فردی فریب خورده و مالش برده شده کلاهبرداری نیست زیر ممکن است مرتکب توسل به وسایل متقلبانه نکرده باشد بلکه فرد با دروغ صرف فریب خورده باشد. ضابطه توسل به وسایل متقلبانه یک ضابطه نوعی است یعنی عرف تعیین می‌کند که رفتار چیزی بیش از صرف دروغ بوده است نه آنکه خود مالباخته آن را صحنه سازی بداند ولی ضابطه اغفال، شخصی است یعنی باید همین مقدار که خود فرد فریب خورده را، برای تحقق کلاهبرداری کافی دانست اگرچه ممکن است افراد دیگری در آن شرایط فریب نمى خوردند.

باید توجه داشت که کلاهبرداری هیچگاه با ترک فعل واقع نمی گردد بلکه فعل مثبت نیاز دارد به همین دلیل عدم ذکر عیبهای کالا توسط فروشنده حتی اگر منجر به فریب خریدار و برده شدن مال او شود کلاهبرداری نیست.

وسایل متقلبانه ای که برای رفتار جرم کلاهبرداری شخص باید به آنها متوسل گردد دو نوع می باشد. یا آن وسیله شکل متقلبانه است مانند کارت جعلی. یا شکل صحیح می باشد ولی ماهیتا متقلبانه است مثل سند خالی از وجه یعنی سندی که فرد از آن استفاده مجدد می‌کند. در توسل به وسایل متقلبانه باید همواره مقدم بودن این توسل بر تحصیل مال احراز گردد بنابراین در صورتی که ابتدا مال را به دیگری سپرده است اما دیگری با توسل به وسایل متقلبانه وانمود کند که مال به سرقت رفته و به این شکل مال را برنگرداند کلاهبرداری محسوب نمی شود. اگرچه صحنه سازی متقلبانه کرده است ولی موخر بر تحصیل مال بوده یعنی ابتدا مال را گرفته و سپس صحنه سازی کرده است در حالیکه باید تحصیل مال بعد از صحنه سازی متقلبانه و در نتیجه آن باشد.

توحه نمایید که در کلاهبرداری گاه رضایت ظاهری وجود دارد ولی این رضایت تحت تاثیر فریب بوده است و لذا در حکم عدم رضایت است. بنابراین عدم رضایت هم شامل عدم رضایت واقعی می‌شود و هم مواردی که ظاهراً فرد راضی بوده اما تحت تأثیر فریب رضایت داده است. با این توضیح مشخص می گردد که هیچگاه به یک رفتار واحد عنوان کلاهبرداری و خیانت در امانت نمیتوان گفت زیرا کلاهبرداری مبتنی بر رکن فریب و خیانت در امانت مبتنی بر رکن رضا است. بنابراین اگر فرد با رضایت واقعی مال خود را به دیگری بسپارد و حتی اگر بعد از آن گیرنده مال صحنه سازی کند، عنوان جرم خیانت در امانت خواهد بود ولی اگر با صحنه سازی یعنی از طریق حیله و تقلب کاری کند که فرد مال را به او بسپارد چون رضایت واقعی نبوده، اگرچه رکن سپردن وجود دارد اما کلاهبرداری است نه خیانت در امانت. تفاوت دیگر بین کلاهبرداری و خیانت در امانت این است که در کلاهبرداری همواره دلیل برده شدن مال، فریب خوردن یعنی عدم رضایت است در حالی که در خیانت در امانت لزوماً باید سپردن، واقعی باشد یعنی از روی رضایت سپرده باشد لذا مواقعی که سپردن با رضایت ظاهری بوده اما فرد واقعاً راضی نبوده خیانت در امانت نخواهد بود.

در جرم کلاهبرداری صحنه سازی برای بردن مال است نه جهت سپردن مال. با این توضیح اگر صحنه سازی برای این باشد که شخص مال را به وی بسپارد چنین عملی کلاهبرداری نخواهد بود. برای مثال زمانی که فردی به فرد دیگر می گویند شارژ تلفن همراه من تمام شده و برای حاصل نمودن تماس نیاز به گوشی تلفن همراه دارم و بر اساس گفته وی شخص مقابل تلفن همراه خود را به او بسپارد و شخص اول تلفن همراه را گرفته و فرار کند چنین عملی کلاهبرداری نیست بلکه سرقت می باشد. تفاوت دیگر سرقت و کلاهبرداری در این است که همواره در سرقت عدم رضایت لازم می باشد.

نکته‌ای که در خصوص جرم کلاهبرداری باید به آن توجه نمود این است که باید بین توسل به وسایل متقلبانه و برده شدن مال که نتیجه کلاهبرداری است رابطه علیت وجود داشته باشد. یعنی علت بردن مال، همون صحنه سازی متقلبانه بوده باشد بنابراین اگر کسی با جعل مدرک در شرکت استخدام شده و حقوق دریافت کند کلاهبرداری نمی باشد زیرا استخدام و کار کردن فرد رابطه علیت را قطع کرده است اگرچه در ظاهر هم توسل به وسایل متقلبانه بوده هم آن شرکت را فریب داده و هم مال را برده است.

نکته آخر در خصوص رفتار در فعل جرم کلاهبرداری این است که رفتار این جرم علاوه بر توسل به وسایل متقلبانه، تحصیل بردن مال نیز میباشد.

جزء دوم از عنصر مادی در جرم کلاهبرداری اوضاع و احوال می‌باشد در خصوص اوضاع و احوال در کلاهبرداری باید به مواردی توجه داشت از جمله اینکه کلاهبرداری صرفاً بردن عین مال را شامل می شود و بردن منفعت و امتیازات مال عنوان جرم کلاهبرداری را به خود نمی گیرد.

از دیگر موارد مربوط به شرایط و اوضاع و احوال لازم در ارتکاب جرم کلاهبرداری این است که در کلاهبرداری لزوماً باید انسان فریب بخورد یعنی کلاهبردار باید مردم را فریب دهد نه دستگاه را. همچنین از دیگر اوضاع و احوال لازم برای کلاهبرداری تعلق مال به غیر است لذا اگر کسی با توسل به وسایل متقلبانه مال خود را از تصرف دیگری خارج کند کلاهبردار محسوب نمی‌شود مانند آنکه مجوز ترخیص کالا از گمرک را جعل کرده و با فریب دادن انباردار مال را ببرد از آنجا که مال توقیف شده خود را برده است کلاهبردار محسوب نمی شود.

جز سوم از عنصر مادی در جرم کلاهبرداری نتیجه است و لذا جرم کلاهبرداری جرم مقید میباشد نه مطلق

عنصر سوم از مجموعه عناصر تشکیل دهنده جرم کلاهبرداری عنصر روانی میباشد. عنصر روانی شامل سوء نیت عام و سوءنیت خاص است بنابراین اولاً در جرم کلاهبرداری باید سوء نیت عام وجود داشته باشد مانند همه جرایم عمدی ثانیاً سوء نیت خاص نیز لازم است که همان قصد نتیجه می باشد یعنی قصد بردن مال غیر. لذا اگر شخصی به مدارک جعلی متوسل شود به قصد آن که رقیب تجاری خود را فریب دهد و ورشکسته کند به دلیل فقدان سوء نیت خاص یعنی مخدوش بودن عنصر روانی کلاهبرداری محسوب نمی شود.

جرم جعل

مجازات کلاهبرداری

جرم کلاهبرداری مانند هر جرم دیگری دارای مجازات است که این مجازات در ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین به اختلاس ارتشا و کلاهبرداری وضع گردیده است به موجب این ماده مجازات شخص کلاهبردار یک تا هفت سال حبس و پرداخت جزای نقدی معادل مال برده شده می باشد و اگر شخص کلاهبردار از کارمندان دولت باشد و یا به سبب دیگری کلاهبرداری وی نوعی کلاهبرداری مشدد محسوب شود مجازات او شدیدتر از حالت عادی کلاهبرداری است چرا که مجازات وی دو تا ده سال حبس و پرداخت جزای نقدی معادل مال برده شده می باشد و اگر او کارمند یا مأمور دولت باشد علاوه بر مجازات های ذکر شده به صورت دائمی از خدمات دولتی منفصل می گردد.

مجازات جرم کلاهبرداری دارای ویژگی هایی است که اولاً حتی در صورت وجود کیفیت مخففه دادگاه می‌تواند مجازات کلاهبرداری را فقط تا حداقل مجازات تقلیل دهد بنابراین نمی‌تواند مجازات را از حداقل پایین‌تر بیاورند همچنین انفصال دائم از خدمات دولتی قابل تخفیف نمی‌باشد ثانیه ممنوعیتی برای تبدیل مجازات وجود ندارد ثالثاً تعلیق مجازات کلاهبرداری ممنوع است.

مجازات کلاهبرداری ساده ۱ تا ۷ سال حبس می باشد بنابراین جرم کلاهبرداری از جرایم محسوب می‌شود که مجازات تعزیری درجه چهار را داراست.

کلاهبرداری مشدد زمانی رخ می دهد که در کلاهبرداری از تبلیغ عام یعنی از وسایل ارتباط جمعی استفاده شده باشد یا اینکه مرتکب عنوان یا سمت مامور دولتی را اتخاذ کرده باشد و یا اینکه مرتکب از کارکنان دولت باشد که در این مورد حتی اگر از کارمند دولت بودن خود سوء استفاده هم نکرده باشد باز هم صرف کارمند دولت بودند کلاهبرداری را مشدد می‌نماید.

صفر تا صد جرم جعل

یکی دیگر از جرایمی که به موجب قانون مجازات اسلامی جرم انگاری گردیده و در در این نوشتار قصد بررسی آن و بیان تفاوت های آن با جرم کلاهبرداری را داریم جرم جعل می باشد.

جرم جعل نیز مانند سایر جرایم دارای سه عنصر می‌باشد.

عنصرمادی جرم جعل شامل سه جز است جزء اول رفتار می باشد رفتار در جرم جعل یعنی ساختن یا تغییر دادن. جزء دوم از عنصر مادی در جرم جعل اوضاع و احوال است. از اوضاع و احوال و شرایط لازم برای جرم جعل این است که آنچه را که شخص ساخته و یا تغییر داده بایستی متقلبانه باشد یعنی قابلیت به اشتباه انداختن افراد عادی را در ابتدای امر داشته باشد بنابراین به اشتباه انداختن ضروری نیست بلکه قابلیت به اشتباه انداختن نیز برای ارتکاب این جرم کافی میباشد. ثانیاً شبیه سازی و اساساً شباهت داشتن لازمه تشکیل جرم‌جعل نیست مگر استثنائات در موارد معروف یا مشهور که شبیه بودن برای قابلیت به اشتباه انداختن لازم است. جزء سوم از عنصر مادی نتیجه است لازم به ذکر است جرم جعل یکی از جرایم مطلق است یعنی جرمی است که نیازمند نتیجه نیست بنابراین ورود ضرر به افراد یا به اشتباه افتادن افراد برای تشکیل جرم جعل لازم نیست.

عنصر سوم در این جرم عنصر روانی است. عنصر روانی که اعم است از سوء نیت عام و سوءنیت خاص در این وجود دارد سوء نیت عام در جرم جعل عبارت است از علم و عمد. یعنی شخص باید عالماً و عامداً مرتکب جعل شده باشد همچنین او باید سوءنیت خاص نیز داشته باشد سوءنیت خاص یعنی قصد تقلب یعنی قصد جا زدن به عنوان اصل.

موضوع جرم جعل

موضوع جرم جعل

باید نوشته عرفاً قابل خوانده شدن و بر روی کاغذ باشد بنابراین نوشته‌های بر روی لوح های تاریخی سنگی و یا چوبی چون کاغذ محسوب نمی شود جعل محسوب نخواهد شد همچنین اگر بر روی کاغذ است اما نوشته ها را فقط یک کارشناس می‌تواند بخواند یعنی برای عرف مردم قابل خواندن نباشد باز هم جرم جعل محسوب نمی گردد.

هرگونه عکس تصویر یا طراحی و نقاشی حتی اگر متقلبانه ساخته شده باشد یا تغییر داده شود جرم جعل محسوب نمی گردد مگر آن که به نحوی بر روی آن عکس یا تصویر و نوشته، امضا وجود داشته باشد مانند یک عکس ممهور.

در رونوشت یا کپی جرم جعل قابل تحقق نیست مگر آن که کپی برابر اصل شده باشد.

موضوع جرم جعل باید اصل باشد بنابراین اگر نوشته یا سندی قبلاً جعل شده است هر گونه تغییر دادن در آن جرم جعل محسوب نخواهد شد یعنی جرم جندر نوشته مجعول قابل تحقق نیست.

در صورتی که جرم جعل توسط دو یا چند نفر انجام گیرد مثلا شخص الف اعداد آن را تغییر دهد و شخص ب حروف را تغییر دهد تا آن سند قابلیت به اشتباه انداختن را پیدا کند هر دوی این افراد شریک در جرم جعل محسوب می‌شوند.

ملاک جرم جعل آن است که نوشته یا سند باید راجع به خود یا تنظیم کننده خود دروغ بگوید بنابراین برای تحقق جرم جعل صرف دروغ نویسی کافی نیست بنابراین اگر در یک پرسشنامه استخدامی شخص خود را کارشناس ارشد معرفی کند در حالی که مدرک کارشناسی دارد آن پرسشنامه راجع به خود یا تنظیم کننده اش دروغ نمی گوید لذا صرف دروغ نویسی بوده که جرم جعل محسوب نمی گردد ولی اگر به مدرک کارشناسی قید ارشد را اضافه کند آن مدرک در مورد خود و تنظیم کننده خود دروغ می‌گوید و بنابراین جرم جعل می باشد.


بیشتر بخوانید: مجازات جعل مدرک تحصیلی


انواع جرم جعل

جرم جعل دارای دو نوع است جعل مادی و جعل مفادی.

علاوه بر مواردی که در خصوص جرم جعل مادی نام بردیم نوع دیگری از جرم جعل نیز وجود دارد که جعل مفادی یا جعل معنوی نام دارد. رفتار این جرم تحریف گفته‌ها یا تقریرات دیگران است همچنین این رفتار می تواند به صورت فعل یا ترک فعل باشد بنابراین اگر بازجو بخشی از اظهارات متهم را ننویسد باز هم جرم جعل مفادی واقع می گردد. مرتکب در جرم جعل مفادی موضوعیت دارد یعنی باید لزوماً از کارکنان دولت یا از مراجع قضایی باشد، بنابراین این جرم توسط افراد عادی قابل ارتکاب نیست.

مجازات جرم جعل

مجازات جرم جعل

در بیان مجازات جرم جعل باید اول معلوم گردد که جرم جعل ارتکاب یافته جرم در اسناد عادی بوده است و یا جلد در اسناد رسمی در صورتی که در اسناد عادی جرم جعل رخ داده باشد مجازات مرتکب عبارت است از حبس از ۶ ماه تا ۲ سال و جزای نقدی از سه میلیون تا ۱۲ میلیون ریال. ولی در صورتی که جعل صورت گرفته جعل در اسناد رسمی باشد مجازات مرتکب علاوه بر جبران خسارت حبس از ۶ ماه تا سه سال و سه تا ۱۸ میلیون ریال جزای نقدی و یا هر دو این مجازات‌ها خواهد بود.

همچنین در تعیین مجازات برای مرتکب جرم جعل باید به این نکته نیز توجه داشت که شخص مرتکب از ماموران و کارکنان دولتی است یا خیر زیرا در صورتی که او از کارمندان دولتی یا ماموران دولتی باشد مجازات وی شدیدتر خواهد بود چرا که برای همیشه از خدمات دولتی منفصل خواهد گردید.

اینک با بیان موارد بالا در رابطه با جرم کلاهبرداری و جرم جعل و شناخت این جرایم، به بیان تفاوت هایی که این دو جرم با یکدیگر دارند می پردازیم.

تفاوت جرم کلاهبرداری و جرم جعل

  • همانطور که در ابتدای بحث بیان نمودیم جرایم را در یک تقسیم بندی می توان به جرایم علیه اموال جرایم علیه اشخاص و جرایم علیه امنیت تقسیم نمود. جرم کلاهبرداری از دست مواردی است که جرم علیه اموال میباشند چرا که با ارتکاب جرم کلاهبرداری اموال یک شخص با توسل به وسایل متقلبانه برده می شود و او از لحاظ مالی ضرر و زیان می بیند این در حالی است که جرم جعل از جمله جرایمی است که جرم علیه امنیت و آسایش عمومی هستند که با ارتکاب جرم جعل مخصوصاً جعل در اسناد رسمی اعتماد مردم نسبت به اسناد از بین می‌رود و بر همین اساس امنیت و آسایش جامعه به هم می‌خورد.
  • تفاوت دیگر جرم جعل و جرم کلاهبرداری در مجازات این جرایم است. مجازات جرم کلاهبرداری یک تا هفت سال حبس و پرداخت جزای نقدی معادل مال برده شده است و در صورتی که جرم کلاهبرداری از جمله موارد مشدد باشد مجازات کلاهبردار دو تا ده سال حبس و پرداخت جزای نقدی معادل مال برده شده می باشد و همچنین در صورتی که کلاهبردار از کارمندان دولت باشد و مشدد بودن کلاهبرداری وی به دلیل کارمند بودن او باشد او علاوه بر مجازات های ذکر شده از خدمات دولتی به صورت دائمی منفصل می گردد. ولی مجازات جرم جعل بستگی به نوع سند جعل شده دارد در صورتی که سند عادی جعل شده باشد مجازات مرتکب از ۶ ماه تا ۲ سال حبس و جزای نقدی از ۳ میلیون ریال تا ۱۲ میلیون ریال ولی در صورتی که شخصی سند رسمی را جعل نمایند در این صورت مجازات وی علاوه بر جبران خسارت حبس از ۶ ماه تا ۳ سال و ۳ تا ۱۸ میلیون جزای نقدی و یا هر دو این مجازات‌ها خواهد بود همچنین اگر جرم جعل توسط کارمندان یا ماموران دولتی انجام گیرد وی برای همیشه از خدمات دولتی منفصل خواهد گردید.
  • تفاوت سوم از مجموعه تفاوت های جرم جعل و جرم کلاهبرداری در این است که جرم کلاهبرداری یک جرم مقید می باشد و حتماً برای اینکه جرم کلاهبرداری را محقق بدانیم باید نتیجه ای وجود داشته باشد یعنی باید مال شخص برده شود و به وی ضرری وارد گردد این در حالی است که جرم جعل نوعی از جرایم مطلق است و تحقق آن نیازمند حصول نتیجه نمی باشد یعنی لازم نیست ضرر و زیانی متوجه جامعه یا شخص خاصی می گردد.
  • موضوع جرم جعل نوشته می باشد و این جرم در هیچ چیزی غیر از نوشته تحقق نمی یابد ولی کلاهبرداری به این صورت نیست و نیازمند موضوع خاصی نمی باشد و از هر طریق و هر رفتار و با استفاده از هر وسیله متقلبانه تحقق می‌یابد.
  • معمولاً در هر جرمی غیر از جرم کلاهبرداری شخص زیان دیده از از اینکه قرار است به وی زیانی وارد گردد مطلع نبوده و رضایت به زیان ندارد ولی در جرم کلاهبرداری شخص کلاهبردار با توسل به وسایل متقلبانه به نحوی عمل می‌کند و چنان مالباخته را فزیب میدهد که مالباخته با رضایت خود مال خود را در اختیار کلاهبردار قرار می‌دهد به این نحو که حتی اگر کلاهبردار نخواهد مال وی را ببرد چه بسا او با اصرار بخواهد مال خود را در اختیار کلاهبردار قرار دهد.

مقالات دیگر

6 مارس 2024

با ما در ارتباط باشید