مهر ۱۱, ۱۳۹۸
گروه وکلای سنا - وکیل متخصص سرقفلی در تهران

مطالبه مهریه

مرد به هنگام اجرای صیغه نکاح، مال معین یا چیزی که قائم‌مقام مال باشد را بر ذمه خود قرار می‌دهد که در صورت عندالمطالبه و مطالبه زن، مکلف است آن را بپردازد و این حق ارتباطی به طلاق و نفقه ندارد؛ چرا که به مجرد عقد، زن مالک مهر می‌شود و می‌تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید. نیاز اشخاص به شناخت شرایط مهریه، نحوۀ وصول مهریه و چگونگی اقدامات

قانونی و قضایی، شرایط اعسار و چگونگی دادخواست اعسار و تقسیط آن، باعث گردید تا کتاب حاضر با نام «دعوای مطالبه مهریه در رویه دادگاه‌ها» تدوین و تقدیم جامعه محترم حقوقی گردد.

مطالبه مهریه

انواع مهر در قانون

مهرالمسمی

مهری است که زن و شوهر قبل از انعقاد عقد نسبت به مقدار و میزان آن توافق نموده و آن را در عقد ذکر می‌کنند. تعیین میزان مهر مطابق ماده ۱۰۸۰ قانون مدنی منوط به تراضی طرفین است و محدودیتی در این خصوص در قانون پیش بینی نشده است؛ طبق ماده ۱۰۷۹ قانون مدنی مهر باید بین طرفین تا حدی که رفع جهالت آن‌ها بشود، معلوم بوده و ویژگی‌های ذیل را داشته باشد:

  1. دارای ارزش مالی و اقتصادی باشد.
  2. قابل تملک و نقل و انتقال باشد.
  3. مشخص و معلوم باشد.
  4. معین و تصریح شده باشد.
  5. دارای منفعت عقلایی و مشروع باشد.
  6. شوهر قدرت تسلیم مهریه را داشته باشد.

چنانچه مهریه وجه رایج باشد متناسب با تغییر شاخص قیمت سالانه زمان تأدیه نسبت به سال اجرای عقد که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین می‌گردد محاسبه و پرداخت خواهد شد، مگر اینکه زوجین در حین اجرای عقد به نحو دیگری تراضی کرده باشند.

 

مهرالمثل

اگر در زمان انعقاد عقد راجع به مهریه توافق نشده یا اینکه مهریه نوعی تعیین گردیده که مطابق قانون نبوده، ولی عمل زناشویی بین زوجین رخ داده است، در این حالت بر اساس عرف و عادت محل و وضعیت خاص زوجه مانند تحصیلات، سن، شغل و امثال آن مهریه‌ای هم‌شأن زنان مشابه وی تعیین می‌گردد که به این نوع مهریه مهرالمثل می‌گویند. در این خصوص ماده۱۰۹۱ قانون مدنی مقرر

داشته است: «برای تعیین مهرالمثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و وضعیت او نسبت به اَماثِل و اَقران و اَقارِب و همچنین معمول محل و غیره در نظر گرفته شود.»
در موارد ذیل زن مستحق مهرالمثل می باشد:

  1. اگر در نکاح دائم مَهر ذکر نشده یا عدم مَهر شرط شده باشد نکاح صحیح است و طرفین می‌توانند بعد از عقد مَهر را به تراضی معین کنند و اگر قبل از تراضی بر مَهر معین بین آن‌ها نزدیکی واقع شود زوجه مستحق مَهرالمِثل خواهد بود.
  2. در صورت جهل زن به فساد نکاح و وقوع نزدیکی زن مستحق مهرالمثل است.
  3. در صورتی که مهرالمسمی مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد یا مِلک غیر باشد در صورت اوّل و دوم زن مستحق مهرالمثل خواهد بود و در صورت سوم مستحق مثل یا قیمت آن خواهد بود مگر اینکه صاحب مال اجازه نماید.

البته به یاد داشته باشیم اگر اختیار تعیین مَهر به زن داده شود زن نمی‌تواند بیشتر از مهرالمثل معین نماید.

مهرالمقعه

در نکاحی که دائم بوده و مهریه ذکر نشده یا شرط عدم مهر شده باشد، زوج مهریه‌ را به زوجه مطلقه خود با وجود عدم نزدیکی پرداخت می‌کند که اصطلاحاً مهرالمقعه گفته می‌شود. در مورد ماده ۱۰۹۳ اشعار می‌دارد: «هرگاه مَهر در عقد ذکر نشده باشد و شوهر قبل از نزدیکی و تعیین مَهر زن خود را طلاق دهد زن مستحق مهرالمتعه است و اگر بعد از آن طلاق دهد زن مستحق مهرالمثل

خواهد بود» و برای تعیین مَهرالمُقعه حال مرد از حیث غنا و فقر ملاحظه می‌شود.

مطالبه مهریه ازدواج موقت

نحوه وصول مهریه

با توجه به اینکه سند نکاحیه جزئی از اسناد لازم‌الاجرا می‌باشد؛ بنابراین زوجه می‌تواند حسب مورد از طریق اجرای ثبت یا دادگاه خانواده برای مطالبه مهریه اقدام نماید.

مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت

مطابق ماده ۲ آیین‌نامه اجرایی اسناد لازم‌الاجرا مصوب ۱۳۸۷، درخواست اجرای مفاد اسناد رسمی، در مورد مهریه و تعهداتی که ضمن ثبت ازدواج و طلاق و رجوع شده نسبت به اموال منقول و سایر تعهدات (به استثنای غیرمنقول) از دفتری که سند را تنظیم کرده است و نسبت به اموال غیرمنقول که در دفتر املاک به ثبت رسیده است از دفتر اسناد رسمی تنظیم‌کننده سند درخواست می‌شود. در این حالت زن قباله ازدواج خود را به دفترخانه محل ثبت عقد ارائه و تقاضای صدور اجراییه نماید. سپس با اجراییه به اداره ثبت مراجعه و اجراییه به شوهر ابلاغ و بعد از مضی مهلت قانونی برای پرداخت دین، زوجه می‌تواند توقیف اموال شوهر را تقاضا نماید یا در صورت عدم دسترسی، ممنوع‌الخروج شدن وی را از کشور درخواست کند.

 مطالبه مهریه از طریق دادگاه خانواده

زوجه می‌تواند با ارائه دادخواست حقوقی به دادگاه ویژه خانواده، مهریه خود را مطالبه نماید و هم‌زمان تقاضای توقیف اموال همسرش را نیز بنماید در صورت ناتوانی زوجه از پرداخت هزینه دادرسی وی می‌تواند دادخواست اعسار از پرداخت هزینه دادرسی را به پیوست دادخواست مهریه ارائه دهد که دادگاه بدواً به این خواسته رسیدگی و سپس به خواسته اصلی می‌پردازد.

بدیهی است زوجه، در صورت اثبات اعسار از پرداخت هزینه دادرسی معاف خواهد بود. دادگاه به دادخواست زوجه رسیدگی می‌کند؛ در صورتی که زوجه مستحق دریافت مهریه باشد دادگاه حکم به پرداخت مهریه می‌دهد؛ در این صورت مرد موظف می‌شود از زمان تعیین شده توسط دادگاه، مهریه همسرش را بپردازد. اگر مرد مالی داشته باشد و زن فکر کند که در طول مدتی که دادگاه تشکیل می‌شود مرد آن مال را می‌فروشد یا جابه‌جا می‌کند از دادگاه می‌‎خواهد قرار تأمین خواسته صادر کند که در این صورت مال تا صدور حکم دادگاه، توقیف می‌شود؛ از این مال تأمین شده می‌توان مهریه را برداشت در غیر این صورت عدم پرداخت مهریه، ضمانت اجرایی دارد مهلت تجدیدنظرخواهی بیست روز است زوجین ظرف این مدت می‌توانند به رأی دادگاه اعتراض کنند، بعد از اینکه رأی دادگاه قطعی شد زوجه ماده ۳ قانون نحوۀ اجرای محکومیت‌های مالی را اعمال می‌کند؛ یعنی، اگر مرد معسر نباشد و بدهی خود را پرداخت نکند به زندان می‌رود؛ اما اگر توسط دادگاه معسر شناخته شود دادگاه رأی به تقسیط مهریه می‌دهد؛ اما بنا بر قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱ ناتوانی در پرداخت مهریه‌های بالای ۱۱۰ سکه مشمول زندان رفتن مرد نمی‌شود و زندانی شدن مرد با توافق طرفین و قسط‌بندی مهریه حذف می‌شود و همچنین در سال ۱۳۹۰ دیوان‌عالی‌کشور در رأی وحدت رویه شماره ۷۲۲ پذیرش دادخواست اعسار به شکل دعوای تقابل را هم پذیرفت که به موجب آن فرآیند رسیدگی به اعسار به شدت تسریع یافته و امکان صدور دستور بازداشت بسیار کاهش پیدا کرد.

باید توجه داشت که فوت زوج در مهریه تأثیرگذار نیست و مهریه از ماترک شوهر و آنچه به جا گذاشته برداشته می‌شود چنانچه زن هم فوت کند مهریه ساقط نمی‌شود. مهریه ارث است و به وراث وی خواهد رسید.

 

نمونه دادخواست دعوای مطالبه مهریه

مشخصات طرفیننامنام خانوادگینام پدرسنشغلمحل اقامت- خیابان کوچه پلاک- کدپستی
خواهان      
خوانده       
وکیل      
خواسته یا موضوعمطالبه مهریه به میزان………. ریال به انضمام کلیه خسارات قانونی قرار تامین خواسته
دلایل و منضمات۱٫ کپی عقدنامه ۲٫ مدرک مورد نیاز دیگر
ریاست محترم دادگاه عمومی حقوقی

احتراماً به استحضار می‌رساند

اینجانبه به استناد کپی مصدق عقدنامه شماره………مورخ………. با خوانده عقد ازدواج دائمی در دفترخانه شماره…… و نام شهرستان……منعقد کرده‌ایم نظر به اینکه مهریه مقرر در عقدنامه مذکور به میزان……ریال کلاً بر ذمه زوج و عندالمطالبه می‌باشد؛ فلذا با تقدیم این دادخواست به استناد مواد ۱۰۸۲ قانون مدنی و ماده ۱۹۸ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی صدور حکم به محکومیت خوانده پرداخت مهریه مذکور در عقدنامه به انضمام کلیه خسارات و هزینه دادرسی در حق اینجانبه مورد استدعاست. ضمناً با توجه به اینکه خواسته در معرض تضییع می‌باشد به استناد ماده ۱۰۸ قانون اخیرالذکر بدواً صدور قرار تأمین خواسته و اجرای آن قبل از ابلاغ وفق ماده ۱۱۷ آن قانون نیز تقاضا می‌شود.

محل امضاء – مهر – اثر انگشت 
شماره و تاریخ ثبت دادخواستریاست محترم شعبه ………… دادگاه …………… رسیدگی فرمایید.

نام و نام خانوادگی ارجاع

آرا مربوط به دعوای مطالبه مهریه

مطالبه مابه التفاوت مهریه از تاریخ صدور حکم تا زمان اجرای حکم

در صورتی که مهریه زوجه وجه رایج باشد و پس از مطالبه و صدور حکم در مورد آن، زوجه با تأخیر حکم را اجرا کند، مستحق مابه‌التفاوت بین تاریخ صدور حکم و اجرای حکم نخواهد بود.

رأی شعبه ۲۷۳ دادگاه عمومی خانواده تهران

در خصوص دعوای خانم (ف.ع.) به طرفیت آقای (م.خ.) به خواسته صدور حکم بر مطالبه مابه‌التفاوت مهریه به نرخ روز با احتساب هزینه‌های دادرسی بدین توضیح که خواهان اعلام کرده پس از تقدیم دادخواست مطالبه مهریه به نرخ روز در پرونده ۱۱۲۸ و صدور رأی خوانده اقدام به پرداخت مبلغ یکصد و هشتاد میلیون ریال بابت مهریه نموده و این در حالی است که زوج می‌بایست مهریه را به نرخ زمان تأدیه پرداخت می‌کرده است و بدین لحاظ تقاضای دریافت مابه‌التفاوت را نموده است دادگاه با ملاحظه مجموع محتویات پرونده نظر به اینکه مبلغ مهریه مندرج در عقدنامه وجه رایج بوده است و می‌بایست در زمان تأدیه به نرخ روز محاسبه و پرداخت می‌شده و در مانحن فیه مبلغ پرداختی بابت مهریه ۸۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال بوده که با توجه به اینکه در زمان پرداخت می‌بایست زوج اقدام به پرداخت مبلغ ۲۲٫۴۳۷٫۵۶۱ تومان می‌نموده که با توجه به پرداخت مبلغ هجده میلیون تومان در سال ۹۰، خوانده محکوم به پرداخت مابقی مهریه به نرخ زمان تأدیه به مبلغ ۴٫۴۳۷٫۵۶۱ تومان در حق خواهان است همچنین خوانده به پرداخت مبلغ هشتاد و هشت هزار و هفتصد و پنجاه یک تومان هزینه دادرسی نیز محکوم می‌گردد. رأی صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان تهران است.

رأی شعبه ۳۰ دادگاه تجدیدنظر استان تهران

در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای (م.خ.) به طرفیت خانم (ف.ع.) نسبت به دادنامه شماره ۱۰۲۷ مورخ ۱۰/۷/۹۱ صادره از شعبه ۲۷۳ دادگاه خانواده تهران که به‌موجب آن تجدیدنظرخواه به پرداخت مابه‌التفاوت مهریه نرخ روز در حق تجدیدنظر خوانده محکوم شده است با توجه به محتویات پرونده اعتراض تجدیدنظرخواه وارد است به دلیل اینکه تجدیدنظر خوانده شخصاً از وصول مهریه امتناع کرده و با در اختیار داشتن حکم دادگاه در سال ۹۰ مبادرت به اجرای حکم نموده و بلافاصله در همان تاریخ تجدیدنظرخواه نیز مهریه را به حساب واریز نموده به حکایت صفحات ۳۳ و ۳۴ پرونده و نیز تجدیدنظر خوانده در لایحه تقدیمی خود به شماره ۲۵۵۶ مورخه ۲۲/۹/۹۱ بالصراحه اعلام کرده پس از صدور رأی بدوی به مصلحت خانواده خود ندیدم و لذا از اجرای مفاد دادنامه خودداری کردم و در نتیجه تقصیری متوجه تجدیدنظرخواه نیست و لذا مطالبه مابه‌التفاوت با این توصیف وجاهت ندارد دادنامه مارالذکر مطابق قانون صادر نشده. دادگاه مستنداً به ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی ضمن وارد دانستن تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظر خواسته را نقض و مستنداً به ماده ۱۹۸ قانون مذکور حکم به رد دعوی تجدیدنظر خوانده (خواهان اصلی پرونده) صادر و اعلام می‌گردد. این رأی قطعی است.

 

نظریات مشورتی دعوای مطالبه مهریه

اخذ محکوم به از حقوق ماهیانه بعد از فوت زوج

پرسش: اگر کارمند دولت فوت کند و پیش از فوت محکوم‌به پرداخت مهریه همسرش شده باشد آیا محکوم‌له می‌تواند از حقوق وظیفه ورثه محکوم‌به را استیفا کند؟

اولاً: مطابق تبصره یک ماده ۹۶ قانون اجرای احکام مدنی مصوب ۱۳۵۶ حقوق وظیفه هنگامی قابل توقیف و کسر خواهد بود که دین مربوط به خود شخص وظیفه‌بگیر باشد.

ثانیاً: مطابق ماده ۲۲۵ قانون امور حسبی مصوب ۱۳۱۹ دیون و حقوقی که بر عهده متوفی است باید از ترکه یعنی، اموالی که متوفی در زمان حیات خود مالک آن بوده پرداخت شود در حالی‌که حقوق وظیفه و مستمری قانوناً حقوقی است که به ورثه تعلق می‌گیرد و جزء ماترک متوفی نیست؛ بنابراین، توقیف حقوق وظیفه متوفی در فرض پرسش جهت پرداخت مهریه زوجه که جزء دیون متوفی است فاقد وجاهت قانونی است و امکان‌پذیر نیست.

 

دادگاه صالح برای رسیدگی به دعوای مطالبه مهریه

پرسش: بانویی افغانی به طرفیت همسرش دادخواستی به خواسته مهریه به استناد عقدنامه تنظیم شده در سفارت کبرای افغانستان در تهران به دادگاه تقدیم داشته است آیا این دادگاه صلاحیت رسیدگی به دعوی را دارد؟

نظر به این‌که ماده ۵ قانون مدنی کلیه سکنه ایران اعم از اتباع داخله و خارجه را در برمی‌گیرد؛ لذا امکان مراجعه اتباع بیگانه که در ایران اقامت دارند به محاکم ایران جهت دادخواهی وجود دارد و از حیث صلاحیت نیز با توجه به ماده ۱۱ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ مرجع صالح جهت رسیدگی به دعوی مطروحه مرجع قضائی محل سکونت خوانده است.

 

احتساب خسارت حق الوکاله مطالبه مهریه بر اساس دعاوی مالی

پرسش: خسارت حق‌الوکاله مطالبه مهریه بر اساس دعاوی مالی احتساب و در حکم قید می‌شود یا بر اساس دعاوی خانوادگی (غیرمالی)؟

مطابق بند «الف» ماده ۸ آیین‌نامه تعرفه حق‌الوکاله، حق‌المشاوره و هزینه سفر وکلای دادگستری و وکلای موضوع ماده ۱۸۷ قانون برنامه سوم توسعه جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۳۸۵ رئیس قوه قضائیه در دعوی مطالبه مهریه، میزان حق‌الوکاله که خوانده به‌عنوان خسارت دادرسی باید پرداخت نماید، حداکثر تا مبلغ ۴٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال است و بیشتر از مبلغ فوق فاقد وجاهت قانونی است.

 

در مواردی که مهریه خواهان سکه طلای بهار آزادی است

پرسش: در مواردی که مهریه خواهان سکه طلای بهار آزادی است آیا عین سکه‌های طلا را باید مطالبه کند یا قیمت آن را به نرخ رسمی؟ و ملاک پرداخت هزینه دادرسی آن چیست؟

در مواردی که مهریه زوجه، سکه طلای بهار آزادی است زوجه می‌تواند همان سکه را مطالبه نماید؛ ولی باید خواسته را تقویم و به میزان آن هزینه دادرسی پرداخت نماید که در این صورت مبلغ تعیین شده ملاک عمل برای وصول هزینه دادرسی است و از موارد رفع نقص محسوب نمی‌شود و مادام که خوانده (زوج) در مهلت مقرر قانونی به بهای خواسته اعتراض نکند بهای آن همان است که خواهان تعیین کرده است و اگر زوج (خوانده) به بهای خواسته اعتراض نماید چنانچه مؤثر در قطعیت دادنامه باشد از طریق کارشناسی یا استعلام از بانک مرکزی مشخص می‌گردد.

 

دعوای مطالبه مهریه در صورتی که مهریه وجه نقد رایج روز باشد.

پرسش: در فرضی که خواسته دعوای مطالبه مهریه وجه نقد رایج روز باشد آیا خواهان می‌تواند آن را به میزان کمتر تقویم لکن تمام مهریه را مطالبه نماید؟

با توجه به بند ۱ ماده ۶۲ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹، چنانچه خواسته مالی اعم از مهریه به وجه رایج یا وجه نقد رایج باشد، همان مبلغ مورد مطالبه است؛ بنابراین، تقویم خواسته وجه نقد به کمتر از مبلغ آن فاقد وجاهت قانونی است و ملاک در پرداخت هزینه دادرسی، میزان وجه مورد مطالبه است، خاطرنشان می‌سازد، تقویم خواسته ناظر به دعاوی مالی به غیر از وجه نقد است.

 

تقاضای تجدیدنظرخواهی در خصوص نحله، نفقه و مهریه از دادگاه تجدیدنظر

پرسش: اگر در گواهی عدم امکان سازش صادره از سوی شعبه بدوی، دادگاه علی‌رغم تقاضای زوجه در خصوص حق نحله یا اجرت‌المثل یا نفقه زمان عده در گواهی صادره اظهارنظر نکند و حسب مورد زوج یا زوجه نسبت به حکم صادره تقاضای تجدیدنظرخواهی کنند آیا دادگاه تجدیدنظر می‌تواند این امور را در حکم خود لحاظ کند؟ به هرحال تکلیف دادگاه تجدیدنظر چیست؟

نظر اکثریت

نظر به این‌که به دلالت ماده ۱ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳ رسیدگی به امور در صلاحیت دادگاه خانواده در تمام مراحل دادرسی بدون رعایت تشریفات آیین دادرسی مدنی است و چون این قانون، خاصی است و مقررات قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی نیز رسیدگی به دعاوی خانوادگی را تابع تشریفات آیین دادرسی مدنی ندانسته است و مقررات عام قانون آیین دادرسی مدنی نیز نمی‌تواند ناسخ مقررات مندرج در ماده ۱ قانون حمایت خانواده باشد و مضافاً آنکه تعیین تکلیف حق نفقه، حضانت فرزندان مشترک و تعلق یا عدم تعلق نحله و یا اجرت‌المثل در گواهی عدم امکان سازش در واقع از متفرعات گواهی عدم امکان سازش است و جهت اجرای صیغه طلاق نیاز به تعیین تکلیف این امور است و به عبارت دیگر ادعای جدید و جداگانه محسوب نمی‌شود؛ لهذا به تجویز مقررات فوق‌الذکر و همچنین وحدت ملاک ماده ۳۶۰ و ۳۶۲ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی دادگاه تجدیدنظر باید این امور را در حکم خود لحاظ نماید.

نظر اقلیت

نظر به این‌که مقررات آیین دادرسی مدنی در دعاوی خانوادگی نیز لازم‌الرعایه است و ماده ۳۴۹ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی دادگاه تجدیدنظر را فقط صالح به رسیدگی در خصوص آنچه مورد تجدیدنظرخواهی است و در مرحله نخستین مورد حکم قرار گرفته، دانسته است و این امور در مرحله بدوی مورد حکم قرار نگرفته‌اند؛ لهذا دادگاه تجدیدنظر صلاحیت اظهارنظر در این خصوص را ندارد و زوجه می‌تواند به‌صورت تقدیم دادخواست جداگانه از دادگاه بدوی این امور را مطالبه نماید.

نظر کمیسیون نشست قضائی (۱)

اجرت‌المثل و نحله ایام زوجیت و نفقه ایام عده و مهریه از متفرعات لاینفک دعوای طلاق است که باید مورد لحوق حکم واقع شود، چنانچه دادگاه حقوقی خانواده با صدور گواهی عدم امکان سازش در موارد فوق تعیین تکلیف نکرده باشد، دادگاه تجدیدنظر استان در صورت احراز صحت دعوای طلاق باید نسبت به نفقه ایام عده و حق نحله و یا اجرت‌المثل ایام زوجیت، تعیین تکلیف کرده آن را مورد حکم قرار دهد. لذا نظر اکثریت با توجه به جهات و مبانی مندرج در آن تأیید می‌شود.

 

 

http://cheraghdanesh.com/product/%D8%AF%D8%B9%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7

1 دیدگاه
  1. 1
    Avatar

    کریمی

    با سلام
    بنده در آذرماه ۹۶ در اصفهان یک دستگاه خودرو با یک قولنامه عادی از شخصی خریده ام . و تا شهریور ۹۸ فروشنده و سایر ایادی از انتقال سند به نام اینجانب خودداری کردند تا اینکه در شهریور ۹۸ در پی استعلام از پلیس راهور متوجه شده ام که در شورای حل اختلاف کرج در تاریخ های شهریور ۹۷ و تیر ماه ۹۸ توقیفی عدم‌نقل و انتقال و عدم ارائه خدمات و نیز روی پلاک ماشین گذاشته اند و نمی دانم که چه کسی توقیفی را گذاشته است. ماشین فوق قبل از خرید بنده ۴ دست خرید و فروش شده که تمام قولنامه ها بجز قولنامه یا وکالت نامه فی مابین صاحب اصلی خودرو و خریدار خودرو از مالک را دارم و اصل سند و کارت سبز ماشین نیز دست خود بنده است‌.این که بین مالک اصلی و خریدار خودرو از مالک چه اتفاقی افتاده بنده در جریان نیستم فقط مالک گفته من ماشین را امانت دست خریدار دادم و رفیق چند ساله مالک بوده .با این شرایط میتونم اعتراض ثالث بزنم یا خیر؟ ممنون میشم راهنمایی کنید.

    پاسخ

ارسال یک نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

حق چاپ برای گروه وکلای سنا محفوظ است و هرگونه کپی برداری از مطالب فقط با ذکر منبع و لینک امکانپذیر می باشد© ©