همه ی شرایط عقد هبه و بازگشت مال بخشیده شده

همه ی شرایط عقد هبه و بازگشت مال بخشیده شده

شما می‌توانید با به اشتراک گذاشتن دیدگاه و تجربیات خود در انتهای مقاله به گفتمان آنلاین با کارشناسان وینداد و دیگر کاربران بپردازید.

آنچه در این مقاله می آموزیم

در روابط روزمره اشخاص به دفعات رخ می دهد که شخصی هدیه ای بابت مناسبت های گوناگون یا بدون هر گونه مناسبتی مالی را به دیگری هدیه می کند بدون اینکه هدیه دهنده قصدی بر پس گرفتن آن داشته باشد.

وکیل پایه یک دادگستریدر عالم حقوق قانونگذار نام این تعامل حسنه را هبه نهاده است.

هبه در لغت به معنای بخشیدن یا دادن مالی به کسی بدون عوض (مال دیگر) را هبه و در اصطلاح حقوقی کسی که مالی که در مالکیتش است بدون توقع عوض یا مصطلحاً بلاعوض به تملیک دیگری در آورد را عقد هبه می نامند که در قانون مدنی به شرایط و الزامات آن پرداخته شده است.

ارکان عقد هبه

هبه به مانند تمامی عقود معین دارای ارکانی است که شاکله هر عقدی را تشکیل می دهد:

  • واهب: شخصی که مال خود را به دیگری بلاعوض یا مجاناً هدیه دهد، واهب گویند.
  • متهب: طرف مقابل عقد هبه که مال را در مالکیت خود در می آورد، متهب گویند.
  • مال موهوبه: عین یا مال موهوبه به موجودیتی با ارزش که توسط واهب در اختیار متهب قرار می گیرد.

در واقع عقد هبه سه رکن اصلی فوت را دارد تا بتوان گفت که هبه منعقد گردیده است.

ارکان عقد هبه

هدیه در قبال پول یا مال یا اقسام عقد هبه

در یکی تقسیم بندی کلی عقد هبه به دو قسم:

  • معوض.
  • غیر معوض.

تقسیم می شود.

پیش از پرداخت به این بخش این پرسش مطمئناً برای شما مطرح می شود

  • مگر می شود که هدیه را معوض کرد و در مقابلش مال دیگری گرفت؟

همانطور که در ارکان عقد هبه بیان شد، هبه سه رکن اصلی دارد و ذات آن بلاعوض می باشد و بدواً نمی تواند در مقابل تملیک مال موهوبه، مال دیگری تقاضا کرد ولیکن، شرط عوض در مقابل مال موهوبه نیست، بلکه شرطی است که واهب برای تملیک مال موهوبه قرار می دهد و هیچ منافاتی با مقتضای ذات عقد هبه نخواهد داشت.

با این توضیح به دو قسم عقد هبه پرداخته خواهد شد.

هدیه در قبال پول یا مال یا اقسام عقد هبه

الف- هبه معوض: با صراحت مقرره قانونی، عقد هبه می تواند معوض باشد یعنی واهب شرط کند که متهب در مقابل تملیک عین موهوبه چیزی به واهب بدهد یا اینکه عملی را انجام دهد و لزومی ندارد که آن چیز مالیت داشته باشد.

برای مثال، حسین به علی می گوید ملک خودم را به تو هدیه کردم مشروط بر اینکه نسبت به پرداخت عوارض و مالیات آن اقدام کنی.

عقد هبه صحیح منعقد شده است چون واهب شرط پرداخت عوارض و مالیات ملک مسکونی را قید نموده که شرط عوض می باشد.

ب- هبه غیر معوض: همانطور که توضیح داده شد اصل بر هبه غیر معوض است و مادامی که واهب ملک را بدون شرط یا دریافت عوضی در ید متهب تملیک کند، هبه انجام شده و مالک متهب خواهد بود.

برای مثال مردی سند ملک خود را به نام همسرش کند بدون دریافت وجهی.

هبه معوض

شرایط کلی عقد هبه و بخشش

الف- اهلیت طرفین، هبه کننده و هبه گیرنده (واهب و متهب):

نخستین شرط تحقق هر عقدی داشتن اهلیت استیفاء نسبت به حقوق اعم از مالی و غیر مالی خویش است.

برای مثال در عقد هبه اگر صغیر ممیز (صغیری که به سن بلوغ رسیده است) اقدام به هبه مالش به دیگری کند، چنین هبه ای نافذ نیست یعنی نیازمند اذن و اجازه ولی قهری یا قیم صغیر می باشد و در صورتی که صغیر غیر ممیز (صغیری که به سن بلوغ نرسیده باشد) و یا مجنونی اقدام به هبه مالش به دیگری کند، در این صورت عقد از اساس به دلیل فقدان اراده لازم باطل است.

همین حکم نسبت به تاجر ورشکسته نیز صادق است بدین صورت که در صورت هبه اموال توسط تاجر ورشکسته این امر نیازمند تنفیذ دیان یا طلبکاران ایشان می باشد و در غیر اینصورت باطل است.

  • در نقطه مقابل اگر صغیر، مجنون و یا ورشکسته در مقام متهب قرار بگیرند تکلیف چیست؟

نسبت به صغیر ممیز در صورتی که عقد هبه بلاعوض باشد و به دلیل اینکه کاملاً به مصلحت صغیر است نیازمند اذن و اجازه ولی قهری یا قیم نیست اما قبض یا تملک را ولی قهری یا قیم باید انجام دهند و نسبت به صغیر غیر ممیز و مجنون به دلیل فقدان اراده در صورت هبه مالی به نفع ایشان، ولی قهری یا قیم باید بپذیرد و همچنین در خصوص ورشکسته، ایشان می تواند مال موهوبه بلاعوض را قبول کند ولیکن قبض توسط مدیر تصفیه انجام می شود.

شرایط کلی عقد هبه و بخشش

نسبت به هبه معوض نیز برای صغیر ممیز رضایت قیم یا ولی شرط است و ورشکسته نیز باید رضایت دیان یا طلبکاران خود را اخذ کند.

ب- هبه عقدی از یک طرف لازم و از طرف دیگر جایز است (البته نظر اقوی بر لازم بودن آن است):

عقد جایز در مقابل عقد لازم قرار دارد بدین معنا که در عقد لازم طرفین آن حق فسخ قرارداد را ندارند مگر اینکه حق فسخی برای یک طرف یا طرفین پیش بینی شده باشد یا اینکه به یکی از اقسام خیارات ده گانه متوسل شود تا بتواند عقد لازم را فسخ کند ولیکن در عقد جایز طرفین آن بدون قید شرطی، حق فسخ قرارداد را خواهند داشت.

پ- قبض مال موهوبه:

چون که یکی از شرایط اصلی انعقاد عقد هبه قبض و تملیک مال موهوبه می باشد، ممکن است در فاصله میان ایجاب و قبول و قبض مال موهوبه اتفاقی افتاد که زیربنای عقد هبه را دچار تزلزل یا اینکه از بین ببرد:

  •  در صورتی که پیش از قبض مال موهوبه هر یک از طرفین عقد اعم از واهب یا متهب فوت کنند، عقد هبه منعقد نمی گردد.
  • در صورتی که هر یک از طرفین عقد هبه پیش از قبض مال موهوبه دچار جنون شوند، به علت فقدان اراده یا به اصطلاح مسلوب الاراده شدن، عقد هبه منعقد نمی گردد و ایجاب و قبول نیز از بین می رود.
  •  در صورتی که واهب پیش از قبض سفیه (کسی که توانایی سنجش مالی خود را نداشته باشد) شود، عقد هبه منعقد نمی گردد و قیم ایشان نمی تواند عقد را تنفیذ کند.
  •  اگر پیش از قبض مال موهوبه متهب سفیه گردد، چون عقد تماماً به نفع ایشان می باشد، صحیح منعقد گردیده و قبض توسط قیم صورت می گیرد و نسبت به هبه معوض در صورتی که به صلاح محجور باشد، قیم می تواند هبه را تنفیذ کند.

قبض مال موهوبه

در بند دو این بخش به ماهیت حق رجوع به مال موهوبه از طرف واهب اشاره شد که قانونگذار حق ویژه ای تنها برای واهب پیش بینی نموده است.

عنصر تملیک در عقد هبه و عینی بودن عقد 

بارها بیان شد که مال موهوبه بایست تملیک شود یعنی به تملک متهب درآید، این یعنی چه؟

با عنایت به این امر که عقد هبه از جمله عقود عینی است یعنی تا پیش از تملیک مال مورد نظر عقدی منعقد نشده است.

وکیل پایه یک دادگستریبرای مثال در صورتی که علی به همسر خود بگوید که خودرو را به تو هبه کردم و همسر ایشان آن را بپذیرد.

به صرف ایجاب و قبول عقد هبه منعقد نشده است بلکه بایست علی نسبت به انتقال سند مالکیت خود اقدام و از تاریخ انتقال سند، عقد هبه ایجاد می گردد و پیش از آن در صورت فوت هر یک از طرفین عقد هبه، عقد کان لم یکن و باطل می شود و یا اینکه پیش از تملیک یا قبض مال موهوبه توسط متهب، واهب این حق را دارد که از هبه رجوع نمایید ولیکن پس از رجوع از هبه نیازمند تشریفاتی است که در ادامه توضیح داده خواهد شد.


بیشتر بخوانید: نحوه اخذ سند مالکیت المثنی


عنصر تملیک در عقد هبه و عینی بودن عقد 

پس گرفتن مال بخشیده شده

واهب می تواند با وجود شرایطی نسبت به مال موهوبه رجوع کند و درخواست استرداد آن را از متهب داشته باشد.

در واقع با وجود شروط ذیل واهب حق رجوع ندارد به استثنای این موارد حق رجوع برای واهب مفروض و قابل انجام می باشد:

  • الف- در صورتی که متهب پدر یا مادر یا اولاد واهب باشند؛ منظور از پدر و مادر، شامل پدر بزرگ یا مادر بزرگ نمی شود و در صورتی که شخصی مالی را به پدر بزرگ یا مادربزرگ خود هبه کرده باشد، می تواند به آن رجوع کند.
  • ب- در صورتی که هبه معوض بوده و عوض هم داده شده باشد؛ همانطور که بیان کردیم در هبه معوض واهب شرط عوض می گذارد، یعنی شرط عوضی امری معلق یا می تواند حال باشد و در صورتی که شرط عوض تحقق نیافته باشد، واهب می تواند نسبت به مال موهوبه رجوع کند.
  • پ- در صورتی که مال موهوبه از مالکیت متهب خارج شده یا متعلق به حق دیگری واقع شود، خواه اینکه غیر ارادی باشد مثل اینکه متهب ورشکسته شود یا مدیون گردد و طلبکار نسبت به آن مال اقدام قانونی برای توقیف و فروش نمایند و یا اینکه ارادی باشد مثل اینکه مال موهوبه فروخته شود یا اینکه در رهن وام شخصی درآید؛
  • ت- در صورتی که تغییری خواه ارادی و خواه غیر ارادی در مال موهوبه ایجاد شود
    برای مثال اگر مال موهوبه گندم است تبدیل به آرد شود یا اینکه خودرویی باشد در اثر سانحه رانندگی از بین برود.
  • ث- واهب در ضمن عقد هبه یا بعد از آن حق رجوع از مال موهوبه را از خود ساقط کرده باشد.
  • ج- در صورتی که پس از عقد هبه و قبض مال موهوبه هر یک از واهب یا متهب فوت کنند، دیگر قابل رجوع نیست؛ در واقع حق رجوع واهب به ارث نمی رسد.
  • ح- در صورتی که هبه در قابل بخشش طلب یا ابراء ذمه باشد، برای مثال زنی بیان کند که مهریه خودم را به تو بخشیدم و هبه نامه هم تنظیم کنند، درسته که عنوان هبه می باشد، ولیکن ماهیت ابراء دین دارد، و از طرف واهب قابل رجوع نمی باشد.
  • خ- اگر هبه مصداق صدقه باشد که در این صورت با عنایت به نص صریح قانونی قابل رجوع نمی باشد.

پس گرفتن مال بخشیده شده

چگونگی پس گرفتن مال موهوبه

در صورتی که هیچ یک از شرایط بخش پیشین برای واهب رقم نخورده باشد، ایشان می تواند به مال موهوبه رجوع کند؛ ابتدا واهب بایست اظهارنامه ای در جهت اعلام رجوع خود به مال موهوبه برای متهب ارسال کند و ایشان را دعوت به عودت مال مزبور نمایید.

در صورتی که متهب اهمیتی به اظهارنامه واهب ندهد، واهب باید از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی نسبت به ثبت دادخواست استرداد مال موهوبه اقدام کند. که پس از رسیدگی و تصدیق عقد هبه، و فقدان هیچ یک از شرایط هشت گانه فوق، رأی بر استرداد مال موهوبه صادر می گردد.

پرسشی کلیدی در این جا مطرح می گردد مبنی بر اینکه اگر مردی ملکی را به زنش انتقال دهد و تمامی شرایط رجوع از مال موهوبه را داشته باشد ولی زن پیش از رجوع واهب، نسبت به فروش آن اقدام کرده باشد، تکلیف مال موهوبه چه می شود؟

به مجرد خروج مالکیت متهب بر مال موهوبه حق رجوع واهب ساقط می گردد و مرد دیگر نمی تواند مدعی مبلغ یا مثل آن مال موهوبه شود.

چگونگی پس گرفتن مال موهوبه

چگونگی تنظیم هبه نامه

برای انعقاد عقد هبه طرفین آن می توانند مستقلاً خود در قالب سندی عادی با بیان اطلاعات هویتی طرفین عقد، مشخصات مال موهوبه و تاریخ انعقاد عقد و از همه مهمتر معوض بودن یا نبودن آن اقدام کند و یا اینکه به یکی از دفاتر اسناد رسمی مراجعه و درخواست تنظیم سند رسمی هبه نامه کنند که در این صورت مزایای برای متهب ایجاد خواهد شد.

از این بابت که هبه نامه عادی بنا بر عادی بودن سند، قابلیت تردید و انکار را دارد و در صورتی که واهب قصد رجوع از مال موهوبه را داشته باشد، می تواند منکر وجود هبه نامه عادی شود و این شما هستید که با درخواست کارشناسی و صرف زمان و هزینه نسبت به تنفیذ آن بایست اقدام کنید.

ولیکن نسبت به هبه نامه رسمی دیگر چنین ادعایی پذیرفته نیست و بعنوان یک سند رسمی در تمامی مراجع اعم از اداری و قضایی قابل ارائه می باشد.

چگونگی تنظیم هبه نامه

برای بخشیدن سند زدن لازم نیست

سؤال بنیادینی در ذهن شما پدیدار گشت و اینکه برای هبه حتماً باید هبه نامه تنظیم بشه، مثلاً من گوشی موبایلی را از همسرم کادو می‌گیرم باید هبه نامه برم تنظیم کنم چون در عموم مردم مرسوم نیست یا اینکه شوهرم دو دانگ از خانه را به نام من کرده ولی هیچ هبه نامه ای میانمان نیست در این صورت تکلیف چیست؟

هیچ ضرورتی به تنظیم هبه نامه اعم از عادی یا رسمی وجود ندارد.


بیشتر بخوانید: سند ملکی چیست و آشنایی با انواع سند ملک


درسته که هبه عقد است ولیکن گاهاً با تشریح تعاملات حسنه اشخاص می توان پی برد که مالی که به تملیک دیگری درآمده مال موهوبه و هبه بوده است و دیگر نیازی نیست صراحتاً هبه نامه تنظیم یا در روابط اشخاص بیان شود، به صرف اینکه بدون دریافت عوض مالی از ید دیگری با قصد و اراده خارج و به دیگری تملیک شود هبه صورت گرفته است و تنظیم هبه نامه عموماً برای هبه معوض مورد استفاده قرار می گیرد.

برای بخشیدن سند زدن لازم نیست

برای مثال مردی با قصد و اراده خود اقدام به انتقال شش دانگ منزل مسکونی به نام همسر خود می کند، درسته که در هیچ جای این تعامل حسنه حرفی از هبه نشده است ولیکن با تشریح روابط طرفین می توان دریافت که نیت باطنی و ظاهری طرفین عقد هبه بوده است.

نتیجه گیری

با توضیحات فوق آشنایی نسبی با عقد هبه و شرایط و اقسام آن پیدا نمودیم و شرایط رجوع از مال موهوبه برای ما کاملاً تشریح گردید.

هبه اصولا عقدی غیر معوض است اما واهب می تواند شرط عوض در آن درج نماید به این طریق که مثلا بگوید هبه میکنم به شرطی که فلان کالا را به من بدهی

سوالات مرتبط

ماهیت عقد هبه چیست؟ 

بین حقوق دانان اختلاف نظر وجود دارد ولی اکثر بر لازم بودن عقد نظر دارند.

هبه ی با شرط عوض چیست؟

هبه ای که به طور رایگان انجام نگیرد و طرف دیگر نیز مجبور به پرداخت عوض (پول، کالا، خدمات ) باشد.

بخشش مهریه قابل بازگشت است؟

خیر، زیرا عنوان هبه ندارد و در اصل نوعی ایراد شوهر از دین می باشد.

6 پاسخ

  1. با سلام شخصی ملکی را به من هبه کردن ولی هنوز تحویل نداده در مقابل کاای خیلی مختصر ازم گرفتن و در قرارداد دست نویس هم قید کردیم و خودمان دوتا امضا و اثر انگشت کردیم آیا واهب میتواند از هبه خد پشیمان شود و ان را مجددا به تصرف خود در بیاورد

    1. سلام . هبه زمانی تشکیل میشه که مال به قبض شما داده بشه

  2. سلام چهاردنگ از خانه را به همسرم بخشیدم وبا هم برای دریافت وام رهن بانک گذاشتیم والان فک رهن شده وازاد است. رجوع از هبه ممکن است؟

  3. شوهر با پرداخت پول ماشینی را برای همسرش خریداری کرده ولی هم قولنامه ماشین هم سند کمپانی و هم پلاک از ابتدا به نام خانم صادر شده در واقع شوهر به صورت مستقیم ابتدا ماشین را به ملکیت خودش در نیاورده (فقط پول آن را پرداخت کرده)حالا آیا می‌تواند ادعای هبه کرده و ماشین را پس بگیرد؟

    1. سلام: اگر اثبات کند که هبه بوده می تواند رجوع ممکن می باشد.

مقالات دیگر

20 آوریل 2024

با ما در ارتباط باشید